خلاصه داستان
دختری اهل جنوب که در کنار پدری بیمار (مبتلا به صرع) و مادری سختکوش اهل شمال بزرگ میشود. براثر حادثهای، قدرت تکلم خود را از دست میدهد، اما با تلاش و همراهی مادرش راهی برای شکوفایی استعدادهای پنهانش پیدا میکند. در هتلی که مادرش در آن مشغول کار است، با مهندسی جوان آشنا میشود؛ عشقی که پیش از رسیدن به سرانجام، فراز و نشیبهای بسیاری را از سر میگذراند.