خلاصه داستان
مردی که شغلش معلمیست، در کنار ناپدری، مادر و ناخواهریاش زندگی میکند. وقتی درمییابد ناخواهریاش عاشق اوست، برای آرامش خود به مهمانخانهای نقل مکان میکند که زنی ترشرو و همسر کمقدرتش ادارهاش میکنند. هر دو از ازدواج پیشین خود دختری دارند، اما زن، دختر شوهرش را در اتاقی زندانی کرده است. مرد معلم او را از پشت پنجره میبیند و رفتهرفته عاشقش میشود؛ عشقی که رشتهای از ماجراها را رقم میزند.